::.. زندگی با ریاضیات ..::

(( خط راست نه تنها در هندسه ، که در اخلاقیات نیز بهترین و کوتاهترین خط است ))

سوالی در زمینه ریاضی دارید؟
ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: اخبار ریاضی
خانه ریاضیات اصفهان برای گسترش هرچه بیشتر فعالیت های علمی و پژوهشی در زمینه ریاضی، و نیز ارائه خدمات بهتر به دانش آموزان و دانشجویان علاقمند به ریاضی امکانی را برای پرسیدن سوأل در زمینه ریاضی را فراهم نموده است، به همین منظور می توانید سوألات خود را از طریق آدرس mathhouse.qus@gmail.com   ارسال نمایید، و در اسرع وقت پاسخ خود را دریافت نمایید.
توجه مهم: لطفاً سن و مقطع تحصیلی خود را حتماً بنویسید، تا مناسب ترین جواب را دریافت نمایید.

میلاد حضرت علی (ع) مبارک باد
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ٢٤ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی: مناسبت ها

                                                                                   


یه خاطره
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

فکر می کنم سال 7۵ بود یه شاگردی داشتم که واقعا خیلی ضعیف بود و وقتی من درس می دادم به همه چیز فکر می کرد الا به خانم محمدی و حرفاش ، ولی می خواست جوری نشون بده که داره خیلی تلاش می کنه و خیلی موقع ها هم سوالاتی از من می کرد که واقعا پی می بردم فقط به خاطر اینکه من از دستش ناراحت نباشم (اینم بگم که دختر خیلی مهربون و مودبی بود) و خیلی به من ابراز علاقه می کرد ، یه روز زنگ تفریح وقتی می خواستم برم دفتر دیدم توی راهرو اومد پیشم و در حالی که یه کاغذ دستش بود گفت : خانم می شه اینو از من بگیرید ؟ ازش پرسیدم این چیه ؟ گفت :خانم یه تعهد نامه است که در اون قول دادم که ازین به بعد درسم رو بخونم من با تعجب همراه با لبخند به او گفتم که عزیزم تعهد نامه را دیگران باید از آدم بگیرند نه که خود ت از خودت با صحبتهایی که باهاش کردم او را قانع کردم و کاغذش( تعهد نامه) را از او نگرفتم( البته حالا می گم کاش گرفته بودم که حداقل برام یادگار می موند )و به او گفتم که قلبا دوستش دارم و اگر توجهش به در س باشه که بیشتر...

این گذشت و جلسه بعد باید درس می پرسیدم ، نفردوم یا سوم بود که اورا پای تابلو صدا کردم یادمه تمرین های درس هذلولی بود ( چهارم متوسطه) اومد و شروع به حل تمرین کرد پیدا بود که درسو در حد توانش به همراه راهنماییهای من و البته بیشتر از روزهای قبل خونده بود در همین حال بودیم که چشمتون روز بد نبینه که در کلاس باز شد و مدیر دبیرستان به همراه رییس اداره برای بازدید وارد کلاس شدند من به آنها خوش آمد گفتم و آنهاد وارد کلاس شدند حالا تصور کنید او پای تابلوست و من نگران از اینکه ضعیف ترین شاگرد در هر دو کلاس چهارم الان پای تابلوست ( توی دلم گفتم اگه ما شانس داشتیم..... ) البته مدیر اینو که او خیلی خیلی ضعیفه می دونست و به من همراه با لبخند فهماند که من چقدر بد شانسم خلاصه رییس اداره بعد از تشکر از منو ذکر خسته نباشید از اون دانش آموز پرسید که " می تونی برام بگی که این هذلولی رو چطوری رسم کردی؟ " او هم نامردی نکرد و عین بلبل همه رو توضیح داد چون طبق قول خودش دیگه اون روز با آمادگی نسبتا بهتری اومده بود مدیر مدرسه با تعجب به من نگاه می کرد

خلاصه این گذشت و زنگ خورد و رفتم توی دفتر مدیر به من گفت خانم محمدی تبریک می گم و وقتی من به رییس اداره گفتم که ............. ضعیفترین شاگرد مدرسه اس خیلی تعجب کرد و گفت حتما از طرف من از ........ و خانم محمدی تشکر کنین هروقت یادم به اونروز می افته از ته دل برای اون دانش آموز دعا می کنم ( نه به خاطر اینکه آبروی خودش و منو خرید) بلکه به خاطر اینه که چقدر صادق و پاکدل بود ، نمی دونم الان کجاست ولی هر جا هست سلامت باشه یادش به خیر!!!!